شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیبدر عرق‌گم‌گشت چون شبنم صدای عندلیب
۲
خلق معشوقان‌کمند صید مشتاقان بس استنیست غیر از بوی‌گل زنجیر پای عندلیب
۳
زیر نقش پای او ما هم سری دزدیده‌ایمسایهٔ‌گل‌گر بود بال همای عندلیب
۴
جلوهٔ‌گل گر چنین طاقت‌گدازیها کندبعد از این خاکستری یابی به جای عندلیب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth