شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانه‌اتگل‌کرده از هر موی تو ادبار چینی خانه‌ات
۲
می‌باید از دست نفس جمعیت دل باختنتا ریشه باشد می‌تند آوارگی بر دانه‌ات
۳
در عالم‌عشق و هوس رنجی‌ندارد هیچ‌کسچون‌شمع‌زافسون‌نفس‌خودآتشی‌در خانه‌ات
۴
تمهید عیش ای بیخبر فرصت ندارد آنقدرتا شیشه قلقل‌کرده سر می‌رفته از پیمانه‌ات
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth