خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرکیست تا برد آرزو به غبار سجدهکمینیاتنرسید قطرت نه فلک به هوابیان زمینیات
۲
نه حقیقت دویی آشنا، نه دلیل عین تو مآسوابهکجاست عکس توهمیکه فریبد آینه بینیات
۳
تک و تاز وهم و گمان ما به جنون گسسته عنان ماتویی آنکه هم تو رسیده ای به سواد فهم یقینیات
۴
ز جهات عالم خشک و تر به غنا نچیده ای آنقدرکهکسی به غیر تنزه تو رسد به دامن چینیات
صفحهٔ ۱ از ۳