خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشرتفروز انجمن هستیام حیاستچون شبنم گلم، عرق آیینهٔ بقاست
۲
باشد که نکهتی به مشام اثر رسدعمریست نقد دست نیازم گل دعاست
۳
کو مشتری که سرمه ی عبرت کشد به چشمیعنی شکست قیمتم اجزای توتیاست
۴
آن گوهر شکسته دلم کاندرین محیطگرداب، بهر دانهٔ من سنگ آسیاست
صفحهٔ ۱ از ۳