شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاستچون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست
۲
تا سر نهاد‌ه ایم به خاک در نیازمانند سایه جبههٔ ما محو نقش پاست
۳
بنیاد ما چو غنچه طلسم هوای توستتا سر بجاست بوی خیال تو مغز ماست
۴
کس رایگان نچید گل از باغ اعتبارآب عقیق و نشئهٔ می نیز خونبهاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth