شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاستموی‌سر چون‌دود شمعم‌جمع‌با زنجیر پاست
۲
اشکم و بر انتظار جلوه‌ای پیچیده‌امیاد آن‌گل شبنم شوق‌مرا زنجیرپاست
۳
همتی ای ناله تا دام تعلق بگسلیمیعنی از خود می‌رویم و رهنما زنجیر پاست
۴
عالم تسخیر الفت هم تماشاکردنی‌ستجلوه‌اش را حلقه‌های چشم ما زنجیر پاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth