خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت استدیده هرجا باز می گردد دچار رحمت است
۲
خواه ظلمتکن تصور خواه نور آگاه باشهرچه اندیشی نهان و آشکار رحمت است
۳
ذرهها در آتش وهم عقوبت پر زنندیاد عفوِ اینقدر تفسیر عار رحمت است
۴
دربساط آفرینش جزهجوم فضل نیستچشم نابینا سپید از انتظار رحمت است
صفحهٔ ۱ از ۳