شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خموشی یک قلم آوازهٔ جمعیت استغنچه را پاس نفس شیرازهٔ جمعیت است
۲
لذت آسودگی آشفتگان دانند و بسزلف را هر حلقه در خمیازهٔ جمعیت است
۳
جبر به مردن منزل آرام نتوان یافتنگور اگر لب واکند دروازهٔ جمعیت است
۴
همچوگردابم در این دریای توفان اعتبارعمرها شدگوش برآوازهٔ جمعیت است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth