شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب امشب آن جنون‌آشوبِ جان و دل ‌کجاستآن خرامِ ناز کو، آن عمرِ مستعجل کجاست
۲
زورقی دارم‌، به غارت‌رفتهٔ توفان‌ یأسجز کنار الفت‌آغوش‌اش دگر ساحل کجاست
۳
تا به‌ کی تهمت‌نصیبِ داغ حرمان زیستنآن شررخویی‌ که می‌زد آتشم در دل‌ کجاست
۴
جنس آثار قدم آنگه به بازار حدوثپرتو شمعی که من دارم درین محفل ‌کجاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth