خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز چنانم که خر از بار ندانمامروز چنانم که گل از خار ندانم
۲
امروز مرا یار بدان حال ز سر بردبا یار چنانم که خود از یار ندانم
۳
دی باده مرا برد ز مستی به در یارامروز چه چاره که در از دار ندانم
۴
از خوف و رجا پار دو پر داشت دل منامروز چنان شد که پر از پار ندانم
صفحهٔ ۱ از ۳