شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش استآرایش بلندی دامن به چین خوش است
۲
اصل از حیا فروغ تعین نمی‌خردگل‌ گو ببال ریشه همان با زمین خوش است
۳
صد رنگ جان‌کنی‌ست طلبکار نام راگر وارسند کندن‌ کوه از نگین خوش است
۴
آتش به حکم حرص نفس‌کاه شمع نیستافسون موم با هوس انگبین خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth