خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل استناله گر بال کشد گردن مینای دل است
۲
نیست بیشور جنون، مشت غباری زین دشتششجهت، عرض پریشانی اجزای دل است
۳
دهرگو تنگتر از قطرهٔ خونم گیردگره آبله میدان تپشهای دل است
۴
مسطر صفحهٔ آیینه همان جوهر اوستنفس سوخته هم جادهٔ صحرای دل است
صفحهٔ ۱ از ۳