شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل استعیش موجی‌ست‌که سرگشتهٔ توفان‌گل است
۲
غنچه را بوی دل‌افزا سخن زیرلبی‌ستخلق خوش ابجد طفلان دبستان‌گل است
۳
محو رنگینی گلزار تماشای تواماز نگه تا مژه‌ام عرض خیابان گل است
۴
بسکه صد رنگ جنون زنده شد ازبوی بهاردم عیسی خجل از جنبش دامان‌گل است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth