خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام استاین مستی آسوده ندانم ز چه جام است
۲
غافل مشو ای بیخبر از شورشِ این بحرآمد-شدِ امواجِ نَفَس، مرگِ پیام است
۳
بیطاقتِ شوقیم و جبین داغ سجودیستبتخانه در این راه چه و کعبه کدام است
۴
چون غنچه به هر عطسهٔ بیجا مده از دستزان گُل مِیِ بویی که به مینای مشام است
صفحهٔ ۱ از ۳