خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشناستلب به هم بستن چراغ عافیت را روغن است
۲
یاد آزادیست گلزار اسیران قفسزندگیگر عشرتی دارد امید مردن است،
۳
تیرهروزان برنیایند از لباس عاجزیهمچوگیسو سایه را افتادگی جزو تن است
۴
عیبپوشیهاست در سیر تجرد پیشگاننقش پای سوزن ما بخیهٔ پیراهن است
صفحهٔ ۱ از ۳