خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایکعبه جو یقینی اگرکار بستن استاحرام بستنت همه زنار بستن است
۲
گر محرمی علم نفرازی یه حرف پوچاین پنبه پرچمیستکه بر دار بستن است
۳
باید به خون هر دو جهان دست شستنتمشاطهگر حنا بهکف یار بستن است
۴
چون سایه عالمیست به زیر نگین ماگر سر به دوش جبههٔ هموار بستن است
صفحهٔ ۱ از ۳