شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجز بینش با تعلقهای امکان آشناستاشک ما تا چشم نگشودن به مژگان آشناست
۲
امتحانگاه حوادث بزم افلاس است و بسسرد و گرم دهر با آغوش عریان آشناست
۳
گرد ما ننشست جز در دامن زلف بتانهر کجا بینی پریشان با پریشان آشناست
۴
هیچکس ‌کام امید از اهل دنیا برنداشتطالع ما هم به وضع این عزیزان آشناست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth