شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین استچشمی‌ که به پا دوخته باشی همه بین است
۲
بی‌ غنچه ‌گلی سر نزد از گلشن امکاناینجاست که چین مایهٔ ایجاد جبین است
۳
برخیز ز خاک سیه مزرع هستیجایی‌ که نفس آینه‌ کارد چه زمین است
۴
چون صبح جنونی‌ کن و از خو برون تازاز چاک گریبان گل دامان تو چین است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth