خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تپیدن دل عشاق محوکسوت آه استبه حال شورش دریا زبان موج گواه است
۲
ز برق حادثه آرام نیست معتبران رادرتن قلمرو شطرنج کشت بر سر شاه است
۳
به حسن قامت رعنا مباد غره برآییهزار سدره درین باغ پایمال گیاه است
۴
بر اهل عجز حصار است پیچ و تاب حوادثچوگردبادکه تخت روان هر پرکاه است
صفحهٔ ۱ از ۳