شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیر بهار این باغ از ما تمیز‌‌خواه استاما کسی چه بیند آیینه بی‌نگاه است
۲
در شبهه‌زار هستی تزویر می‌تراشیمآبی‌ که ما نداریم هرجاست زیرِ کاه است
۳
گرد بنای عجز است زیر و بم تعینتا پست‌ شد نفس ‌شد، چون ‌شد بلند آه ا‌ست
۴
فقر و غنای‌ هستی نامی‌ست‌ هرزه، مخروش!عمری‌ست بر زبان‌ها: درویش نیز شاه است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth