شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را ز نگه دام هوس بر سر راه استدر مزرع غم ریشهٔ این دانه نگاه است
۲
بی‌درد نجوشد نفس از سینهٔ عاشقموجی ‌که از این بحر دمد شعلهٔ آه است
۳
این دشت زیارتکده منظره‌ کیستتا ذره همان دیدهٔ امید به راه است
۴
غیر از دل آشفته به عالم نتوان یافتاین بزم مگر حلقهٔ آن زلف سیاه است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth