خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته استزنگ این آینه یکسر نفس ساخته است
۲
مکش ای جلوه ز دل یک دونفس دامن نازکه هنوز آینه تمثال تو نشناخته است
۳
حسن خوبان که کتان مه تابان تواندتا تو بیپرده نهای پرده نینداخته است
۴
جلوهها مفتتو ای ناله چه فرصتطلبیستکه نفس همنفسی آینه پرداخته است
صفحهٔ ۱ از ۳