خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته استدر فشار کوچههای گندم آدم رفته است
۲
ای به عبرت رفتگان عالم موت و حیاتبگذرید از آمد سوری که ماتم رفته است
۳
بر حباب و موج نتوان چید دام اعتبارهرچه میآید درین دریا فراهم رفته است
۴
خلق در خاک انتظار صبح محشر میکشندزندگی با مردگان در گور با هم رفته است
صفحهٔ ۱ از ۳