خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگ عیش من به ساز بیخودی آماده استچون بط می بال پروازم ز موج باده است
۲
نقش پایم ناتوانیهای من پوشیده نیستبیشتر از سایه اجزایم به خاک افتاده است
۳
عجز هم در عالم مشرب دلیل عالمیستپای خوابآلوده را دامان صحرا جاده است
۴
حیرت ما را بهتحریک مژه رخصت ندادخط شوخ اوکه رنگ حسن را پر داده است
صفحهٔ ۱ از ۴