خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شور استغنای عشق از حسرت دل بوده استکوس اربابِ کَرم فریاد سایل بوده است
۲
چشم غفلتپیشه را افسردگی امروز نیستمشت خاک ما به هر جا بود کامل بوده است
۳
در گرفتاری رسا شد نشئهٔ پرواز منبالِ آزادی چو سروم پای در گل بوده است
۴
موج تا در جنبش آید میرود از خود حبابگرد بالافشانی رنگم همین دل بوده است
صفحهٔ ۱ از ۴