خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم فتنه هزاران فتنه زادمبه من بنگر که داد فتنه دادم
۲
ز من مگریز زیرا درفتادیبگو الحمدلله درفتادم
۳
عجب چیزی است عشق و من عجبترتو گویی عشق را خود من نهادم
۴
بیا گر من منم خونم بریزیدکه تا خود من نمردم من نزادم
صفحهٔ ۱ از ۲