خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاف ما و من یکسر دعوی خداییهاستخاک گرد و بر لب مال ایا چه بیحیاییهاست
۲
اوج جاه خلقی را بیدماغ راحت کردبیشتر سر این بام جای بدهواییهاست
۳
ریش دفتر تزویر، خرقه، محضر بهتاندین شیخ اگر این است فسق پارساییهاست
۴
حقشناس غفلت هم زنگ دل نمیخواهدآینه جلا دادن شکر خودنماییهاست
صفحهٔ ۱ از ۳