شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بستمی‌خواست چمن طرح‌کند رنگ حنا بست
۲
آن رنگ‌که می‌داشت دریغ از ورق گلاز دور کف دست تو بوسید و به پا بست
۳
آخرچمنی را به سرانگشت تو پیچیدوا کرد نقاب شفق و غنچه نما بست
۴
آب است ز شبنم دل هر برگ ‌گل امروزکاین رنگ چمن ساز وفا سخت بجا بست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth