خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۲۶
باب اول در سیرت پادشاهان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظالمی را حکایت کنند که هیزمِ درویشان خریدی به حَیف و توانگران را دادی به طَرْح. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت:
۲
ماری تو که هر که را ببینی، بزنییا بوم که هر کجا نشینی، بکنی
۳
زورت ار پیش میرود با ما با خداوند غیبدان نرود
۴
زورمندی مکن بر اهلِ زمینتا دعایی بر آسمان نرود
صفحهٔ ۱ از ۳