شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدم
۲
ندانستم ز اول قدر آن شهرز نادانی بسی غربت کشیدم
۳
رها کردم چنان شکرستانیچو حیوان هر گیاهی می چریدم
۴
پیاز و گندنا چون قوم موسیچرا بر من و سلوی برگزیدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth