خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۹
باب پنجم در عشق و جوانی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده.
۲
بفرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که: «در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟»
۳
گفت:
۴
وَ رُبَّ صَدیقٍ لامَنی فی وِدادِهااَلَم یَرَها یَوماً فَیوضِحَ لی عُذری
صفحهٔ ۱ از ۴