خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجایی ساقیا؟ در ده مداممکه من از جان غلامت را غلامم
۲
می اندر ده، تهی دستم چه داری؟!که از خون جگر پر گشت جامم
۳
ز ننگ من نگوید نام من کسچو من مَردی چه جای ننگ و نامم؟!
۴
چو بر جانم زدی شمشیرِ عشقتتمامم کن که زندهیْ ناتمامم
صفحهٔ ۱ از ۲