خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بستباید همه را زین دونفس دل به هوا بست
۲
درگلشن ما مغتنم شوق هواییستای غنچه در اینجا نتوان بند قبا بست
۳
یک مصرع نظاره به شوخی نرساندیمیارب عرق شرم که مضمون حیا بست
۴
تحقیق ز ما راست نیاید چه توانکردپرواز بلندی به تحیر پر ما بست
صفحهٔ ۱ از ۳