خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برکمرتا بهله آنترک نزاکت مست بستنازکی در خدمت موی میانش دست بست
۲
بگذر از امید آگاهیکه در صحرای وهمچشمماکردیکه خواهد تا ابد ننشست بست
۳
خاک بر سرگرد خلقی را غرور بام و درنقش پا بایست طاق این بنای پست بست
۴
هرزه فکر حرص مضمونهای چندین آبلهتا به دامان قناعت پای ما نشکست بست
صفحهٔ ۱ از ۳