شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فسون وهم چه مقدار رهزن افتادستکه ذر بر تو مراکار با من افتادست
۲
کجا روم ‌که چو اشکم ز سعی بخت نگونبه پیش پا همه از پا فتادن افتادست
۳
چو غنچه محرم زانوی دل شو و دریابکه در طلسم‌گریبان چه دامن افتادست
۴
چرا جنون نکند فطرت از تصور منکه عمرهاست نگاه تو بر من افتادست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth