خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیمحابا بر من مجنون میفشان پشت دستچون سفر غافل مزن در تیغ عریان پشت دست
۲
بار هر دوشی بقدر دستگاه قدرت استبرنمیدارد به غیر از زخم دندان پشت دست
۳
چشم دنیادار، هرجا میگشاید دام حرصمینهد بر خاک کشکول گدایان پشت دست
۴
خاکگردم کز غبار سرنوشت آیم برونچون نگین نتوان زدن بر نام آسان پشت دست
صفحهٔ ۱ از ۴