خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
توان به صبر نمودن دل شکسته درستکه هیچ نقش نگشتهست نانشسته درست
۲
کسی به الفت ساز نفس چه دل بنددگره نمیکند این رشتهٔگسسته درست
۳
چو اشک شمع زیانکار محفل رنگیمشکستما نشودجز بهچشم بستهدرست
۴
به چارهٔ دل مأیوس ما که پردازدمگرگدازکند شیشهٔ شکسته درست
صفحهٔ ۱ از ۲