شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشستاز حضور آفتاب آیینهٔ ما آتشست
۲
پیکر ما همچو شمع ازگریهٔ شادی‌گداختاشک‌هرجا بنگری آب‌است‌، اینجا آتشست
۳
تا نفس‌باقی‌ست عمر از پیچ‌وتاب آسوده نیستمی‌تپد برخویشتن تا خار و خس‌با آتشست
۴
گرمی هنگامهٔ آفاق موقوف تب استروز اگر خورشید باشد شمع شبها آتشست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth