شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوستروز و شب گرداب‌ را ازموج‌،‌ خنجر برگلوست
۲
در تماشایی ‌که ما را بار جرات داده‌اندآرزو در سینه خار است و نگه در دیده موست
۳
جادهٔ کج رهروان را سر خط جانکاهی‌ستباعث آشوب دل ها پیچ و تاب آرزوست
۴
آنچه نتوان داد جز در دست محبوبان دل استوانچه نتوان ریخت جز در پای خوبان آبروست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth