خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهید خنده زخمم که تیغ همدم اوستکباب گلشن داغم که شعله شبنم اوست
۲
شکار ناز غزالیست، ناتوان دل منکه رنگ دهر به فتراک بستهٔ رم اوست
۳
تو را به ملک ملاحت سزد سلیمانیاز آن نگین تبسم که غنچه خاتم اوست
۴
به برق تیغ تو نازمکه در بهار خیالهزار صبح تجلی مقابل دم اوست
صفحهٔ ۱ از ۳