شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غزال امن که الفت خیال مبهم استبه هرکجا نفسی‌ گرد می‌کند رم اوست
۲
امل‌ کجاست گر از فرصت آگهی باشدقصور فطرت ما بیش فهمی ‌کم اوست
۳
حساب ملک بقا، با فنا نیاید راستبه عالمی‌ که غبار تو نیست عالم اوست
۴
ز فیض ظاهر امکان سراغ امن مخواهکه صبح عافیت خلق رفتهٔ دم اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth