خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوستیک قلم چون آبله گشتیم عریان زیر پوست
۲
گر شکست رنگ ما دیدی ز حال مپرسنامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر پوست
۳
نیست ممکن از لباس وهم بیرون آمدنزندگانی عالمی را کرد زندان زیر پوست
۴
تا نگردد قاتل ما جز به گلچینی سمرهمچو گل خونِ بحل کردیم سامان زیر پوست
صفحهٔ ۱ از ۴