شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوستشمع‌تصویریم‌و اشک‌ما چکیدن آرزوست
۲
بسمل‌تسلیم هستی طاقت‌کوشش نداشتآن ‌که ما را کرد محتاج تپیدن آرزوست
۳
دست و پایی می‌زند هرکس به امید فناتا غبار این بیابان آرمیدن آرزوست
۴
پای تا سر‌کسوت شوق جنون خیزم چو صبحتا گریبان نقش می‌بندم دریدن آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth