شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخت‌ جانی از من محزون‌ که باور داشته‌ستزندگانی بی‌ تو این مقدار لنگر داشته‌ست
۲
خار خار موج در خونم قیامت می‌کندخنجر نازت‌نمی‌دانم چه‌جوهر داشته‌ست
۳
بر رهت چون‌ نقش‌ پا از من صدایی برنخاستپهلوی بیمار الفت طرفه بستر داشته‌ست
۴
حسرت مستان این بزم از فضولی می‌کشمشرم‌اگر باشد عرق‌هم‌ می به‌ساغر داشته‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth