شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هستعشق را با دل سودازده‌ام‌‌کاری هست
۲
کو دلی‌کز هوس آرایش دکانش نیستدر صفا خانهٔ هر آینه بازاری هست
۳
خلقی آفت‌کش نیرنگ خیال است اینجاهیچ‌کس نیست خر، اما، همه را باری هست
۴
خاک‌گشتیم و زتأثیر خیال تو هنوزدل هر ذرهٔ ما چشمهٔ دیداری هست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth