شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به محفلی‌که دل آیینهٔ رضاطلبی‌ستنفس درازی اظهار پای بی‌ادبی‌ست
۲
خروش العطش ما نتیجهٔ طلب استوگرنه وادی الفت سراب تشنه لبی‌ست
۳
میی ز خم نکشیدیم عذر حوصله چندتنک شرابی ما جرم شیشهٔ حلبی‌ست
۴
کسی‌که بخت سیه سایه برسرش افکنداگر به صبح زند غوطه آه نیم شبی‌ست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth