خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیستکاغذ آتش زده محضر کمفرصتیست
۲
زیر فلک آنقدر خجلت مهلت مبرزندگی خضر هم یک دو نفس تهمتیست
۳
آن همه پاینده نیست غلغل جاه و حشمکوس و دهل هرکجاست چون تبغب نوبتیست
۴
خاک ز سعی غبار بر فلکش نیست بارسجده غنیمت شمار عالم دون همتیست
صفحهٔ ۱ از ۳