خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریستعقده چندان نیست اما رشتهٔ ما لاغریست
۲
تا بود ممکن نفس نشمرده کم باید زدنای ز آفت بیخبر دل کورهٔ مینا گریست
۳
برق غیرت در جهات دهر وا کردهست بالچشم بگشایید، بسمالله، اگر تابآوریست
۴
سیر عالم بیتامل زحمت چشم و دل استشش جهت گرد است در راهی که رفتن سرسریست
صفحهٔ ۱ از ۳