شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز‌خون‌دل ز نقد سلامت به دست نیستخط امان شیشه به غیر از شکست نیست
۲
آرام عاشق آینه‌پردازی فنا‌ستمانند شعله‌ای‌که زپا تا نشست نیست
۳
خلقی به وهم خویش پرافشان وحشت استلیک آنقدر رمی‌که‌کس از خویش رست نیست
۴
بنیاد عجز ریختهٔ رنگ سرکشی‌ستدر طره‌ای‌که تاب ندارد شکست نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth