شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچکس چون من درین‌ حرمان‌سرا ناشاد نیستعمر در دام و قفس ضایع شد و صیاد نیست
۲
کیست تا فهمد زبان بینواییهای مناز لب زخمم همین خون می‌چکد فریاد نیست
۳
آسمانی در نظر داریم وارستن کجاستدر خیال این شیشه تا باشد پری آزاد نیست
۴
با نفس‌گردد مقابل‌کاش شمع اعتباردر زمین پست می‌سوزیم‌ کانجا باد نیست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth